السيد محمد حسين الطهراني
22
معاد شناسى (فارسى)
در اين آيات نيز بجاى مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِشِمالِهِ جمله وَ مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى وَ أَضَلُّ سَبِيلًا قرار گرفته است . يعنى شمال در مقابل يمين همان بدبختى و كورى باطنى و شقاوت و گمراهى است . در اين آيه مباركه ميفرمايد : ما هر دسته را به سبب امامشان ميخوانيم . و نامهء عمل كسانى كه از ناحيهء راست به آنها داده مىشود چنانست . پس امام غير از يمين و ناحيهء سعادت است ، و غير از كتاب و نامهء عمل است . نامه بهشتىها از جانب سعادت داده مىشود مردم سعادتمند به سبب و بوسيلهء امام خوانده ميشوند ؛ و از ناحيهء سعادت نامهء عمل به آنها ميرسد . امام مثل مغناطيس و آهن رباست كه تمام اشياء هم شكل خود را در طيف مغناطيسى خود جمع مىكند . آهن ربا تمام ذرّات آهن را به خود ميگيرد ، نه ذرّات مس و رُوى و نيكل را . امامانِ حقّ و پيشوايان عدل ، افراد حقّ و عادل ؛ و امامانِ باطل افراد منحرف و ستيزهجو و متعدّى را به سمت خود ميكشند . ذرّه ذرّه كاندرين ارض و سماست * جنس خود را همچو كاه و كهرباست معده نان را ميكشد تا مستقرّ * ميكشد مر آب را تفّ جگر چشم جذّاب بتان زين كويهاست * مغزجويان از گلستان بويهاست